موضوع پوزیشنینگ برند را بررسی کردییم و دریافتیم که جایگاه برند چیست و برای جایگاه‌یابی برند راهکار ارائه شد. اما در این نوشته قصد داریم به اشتباهات رایج در پوزیشنینگ را بپردازیم.

مخاطب یا گروه (Target) هدف شما کیست؟

جایگاه‌یابی برند را نتیجه‌ای عنوان کردیم که باعث ایجاد تمایز ما با سایر برندها در ذهن مشتری یا مخاطب می‌گردد. این تمایز و جایگاه ویژه‌ای که ما پیدا کرده‌ایم همان جایگاه‌یابی می‌باشد. حال با یک چالش جدید مواجه می‌شویم. آیا تمامی افراد یک جامعه مشتری ما هستند؟ ما قصد داریم تا بر تمامی افراد جامعه تاثیر بگذاردیم؟ تمامی جامعه در ذهن خود جایگاه ویژه و متمایزی برای ما خواهند ساخت؟

در واقع بهتر است این پرسش را از خود داشته باشیم که کدام بخش جامعه، مخاطب هدف ما چه کسی یا کسانی می‌باشند؟

در اینجا باید مخاطبان را بر اساس خدمات و محصولات خود دسته بندی کنیم و فاکتورهای بسیاری را در این بخش اعمال کنیم تا مخاطب هدف خود را پیدا کنیم. سپس جایگاه ویژه یا پوزیشنینگ برند را بر اساس آن پیدا کنیم. عموما فاکتورهای مهم شامل گروه سنی، جنسیت، تحصیلات، سطح درآمد و گروهی که درآن عضو هستند.

به طور مثال گروه دختران دارای 22 تا 32 سال سن با مدرک تحصیلی لیسانس و فوق لیسانس با درآمد زیر 10 میلیون تومان در ماه که بصورت همیشگی ورزش می‌کنند. این مثال می‌تواند برای فروش یک محصول مثل یک مجله ورزشی که این گروه مخاطب خاص خود را دارد ارائه شود. در اینجا باید کمپین‌ها، تبلیغات، هویت بصری و… بر اساس علایق و سلایق این گروه باشد. ضمنا از سایر رقبا که قصد تاثیر بر این گروه هدف را دارند، متمایز از سایرین ایده‌ای داشته باشیم. هرچند اینها فاکتورهای اصلی یک پوزیشینگ برند است اما دلیل بر این نیست که مشتریان در تارگت دیگری از این برند خرید نکنند.

دایره‌های محدود مخاطبان و مشتریان

در پوزیشنینگ برند می‌توان گروه مخاطبان زیادی داشت. مثلا کمپانی سامسونگ برای هر یک از محصولات تلفن همراه خود دو مدل را ارائه می‌کرد. سری اول با نام به طور مثال Samsung Galaxy S5 با قیمتی در خور یک اسمارت‌فون پرچمدار و یک دستگاه با امکانات و ظاهر مشابه به نام  Samsung Galaxy S5 mini را ارائه می‌کرد. دستگاه mini به طور مثال دوربینی با رزولیشن پایینتر داشت. شرکت سامسونگ در پوزیشنینگ برند تلفن‌های همراه هوشمند برند گالاکسی را معرفی کرد. اما برای تلفن‌های همراه خود دو گروه مشتریان را هدف قرار داد. در گوشی اول مشتریان لاکچری با درآمد بالاتر و در تلفن همراه مینی مشتریان با درآمد کمتر هدف بودند. البته این فقط به یک دستگاه نیست و شرکت سامسونگ تلفن‌های همراه با قیمت و سلایق بسیار متنوعی را تولید و ارائه می‌کند. اما برای هر گروه از محصولات خود پوزیشنینگ مخصوص به دستگاه خود را اعمال می‌کند. در نتیجه باید برای هر محصول و خدمات قابل ارائه توسط برند پوزیشنینگ خاصی داشت.

دایره ای بزرگ‌تر پوزیشنینگ برند

اما شرکت‌هایی هستند که تنها در تخصص خود روی یک نوع محصول یا خدمات پوزیشنینگ برند را می‌سازند. در این نوع جایگاه‌یابی برند گروه هدف مشتریان کمتر و محدودتر هستند. در نتیجه نیازهایی مشابه دارند که فعالیت برند را ساده‌تر و خدمات‌رسانی را آسوده‌تر می‌کند که رضایت مشتریان را نیز به همراه خواهد داشت.  درچنین شرایطی افراد کمتری برند را می‌شناسند

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *